جمعه 8 مرداد 1389 - الجمعة 19 شعبان 1431 - Fri 30 July 2010
  • صفحه اصلي سايت
  • نسخه آر اس اس
  • ارتباط با ما
  • سايت عربي
 
 
 
 
 
پاسخ: يكى از اسماى الهي واژه «ربّ» است، هر چند به صورت مفرد استعمال نمى  شود و پيوسته به صورت مضاعف مانند( ربُّ العرش ) ،( ربُّ العالمين )، ( ربُّ السّماواتِ
پاسخ:حس خداجويى بسان ساير احساسات درونى، بدون تعليم و رهبرى فردى در درون انسان بيدار مى شود، همانطور كه افراد انسان در اوقات خاصى از عمر به يك سلسله از مسايل مانند
پاسخ: در احاديث اسلامى وارد شده كه در ميان اسماى خدا، اسم اعظمى است و هركس خدا را به آن اسم بخواند دعاى او مستجاب مى شود، اكنون سؤال مى شود كه آيا واقعاً، اين
پاسخ: هرگز نمى توان گفت كه مقصود از اين قرب همان نزديكى از نظر مكان است; زيرا خداوند جهان، جسم و جسمانى نبوده و داراى مكان نيست. به طورى كه بنده اى از نظر مكان به او
پاسخ: وقتى مى گوييم خداوند كمال مطلق و نامتناهى است، مقصود از آن، همان «صفات جمال» خدا از قبيل «علم» و «قدرت» و «حيات» و «اراده» است.
پاسخ: «بصير» در قرآن پنجاه و يك بار وارد و در چهل و سه مورد به عنوان وصف خدا آمده است، و «سميع » چهل و هفت بار و جز در يك مورد در همه جا صفت خدا قرار گرفته است،
پاسخ: محدود بودن موجود، ملازم با آميختگى او با عدم و نيستى است، كتابى را در نظر بگيريد كه بصورت جيبى يا قطع رقعى چاپ شده است، هر بعدى از ابعاد كتاب را در نظر بگيريد
پاسخ:يكى از تقسيم هاى رايج در صفات خدا، تقسيم آن  به صفات جمال و جلال است; مقصود از صفات جمال، صفاتى است كه از كمالات موجود در مرحله ذات حكايت مى كنند، مانند
پاسخ: از تقسيمات رايج، تقسيم صفات خدا به صفت ذات و صفت فعل است. علم و قدرت و حيات را از صفات ذات، و خلق و رزق و آمرزش را از صفات فعل مى دانند; اگرچه يك چنين تقسيمى،
پاسخ:  صفات ثبوتى خدا را مى توان، به دو قسم حقيقى و اضافى تقسيم كرد، زيرا اگر در واقعيت صفت، انتساب به غير نهفته نباشد، مانند حيات كه صفت خود ذات است، به آن صفت
پاسخ: «بصير» در قرآن پنجاه و يك بار وارد و در چهل و سه مورد به عنوان وصف خدا آمده است، و «سميع » چهل و هفت بار و جز در يك مورد در همه جا صفت خدا قرار گرفته است،
پاسخ: هرگاه هر يك از اين صفات بخشى از ذات خدا را تشكيل مى دادند، در اين صورت جا داشت تركيب به ذات خدا راه يابد، ولى اگر هر يك از اين صفات سراسر وجود او را تشكيل دهد در
پاسخ:  محققان اسلامى، مباحث مربوط به توحيد را در چهار بخش خلاصه كرده اند كه به طور فشرده به آن اشاره مى كنيم:1. توحيد ذات مقصود از آن، اين است كه خداوند وجود
پاسخ: يكى از مراتب توحيد، توحيد در عبادت است يعنى عبادت و پرستش مخصوص خداست، و غير او شايسته پرستش نيست; چنانكه در نمازهاى يوميه همگى چنين مى گوييم: «إيّاكَ
پاسخ: در اين مورد پاسخ هاى مختلف و گوناگونى گفته شده است ولى پاسخ متقن و استوار اين است كه سجده در تمام احوال عبادت و پرستش مسجود نيست،بلكه در يك صورت عبادت و پرستش
پاسخ: بهره گيرى از اسباب طبيعى و مادى در ميان هيچ ملت و گروهى شرك نيست و اساس زندگى انسان ها را چنين عواملى تشكيل مى دهد ولى گروه وهابى تمسك به سبب غير طبيعى و
پاسخ: يكى از ادله ى وهابيان بر تحريم درخواست شفاعت از اولياى خدا، اين است كه به حكم صريح قرآن ما نبايد در مقام دعا غير خدا را بخوانيم و درخواست شفاعت از غير او يك
پاسخ:شكى نيست كه درخواست حاجت به طور جدى در صورتى امكان پذير است كه درخواست كننده، طرف را بر انجام درخواست خود قادر و توانا بداند.گاهى اين قدرت، قدرت ظاهرى و مادى است;
پاسخ:شكى نيست كه شفاعت، حق مطلق خداست. گذشته بر برهان عقلى كه بر اين گواهى مى دهد، آيات قرآنى نيز بر آن شاهد مى باشند; مانند:( قُلْ للّهِ الشَّفَاعَة ُ جَمِيعاً...
پاسخ: دلايل عقلى گواهى مى دهند كه همه ى شئون ممكن از وجود و هستى و قدرت و نيروى آن، از جانب خدا است. همان طور كه ممكن در وجود خود به خدا نياز دارد، هم چنين در
پاسخ: از كتاب هاى وهابيان استفاده مى شود كه براى توحيد و شرك در عبادت، مقياس ديگرى است و آن، قدرت و عجز طرف مسئول نسبت به حاجتى است كه از او درخواست مى شود.
پاسخ: گروه وهابى تبرك به آثار اوليا را شرك مى دانند و كسى را كه محراب و منبر پيامبر را ببوسد مشرك مى خوانند، هرچند در آن به هيچ نوع الوهيت معتقد نباشد; بلكه مهر و
پاسخ: گروه وهابى بزرگ داشت مواليد ووفيات اوليا و رجال آسمانى را بدعت و حرام مى دانند; تو گويى آنان دشمن سر سخت بزرگان دين و اولياى الهى هستند و اجتماع در مواليد و
پاسخ: بحث هاى پيش روشن ساخت كه درخواست حاجت از غير خدا به عنوان اين كه او بنده خداست و چيزى از امور و شئون را مالك نيست وچيزى به او تفويض نشده است، شرك نيست.در اين جا
پاسخ: براى روشن شدن بهتر پاسخ، ابتدا لازم است اين شبهه را  كمى توضيح دهيم; چنان كه مى دانيد هر پديده اى طبق قانون «علت و معلول» براى خود علتى دارد كه وجود
پاسخ: : قرآن در اين باره دو برهان روشن و همگانى دارد كه ما به توضيح مى پردازيم.1. خدا مى تواند مسيح را نابود كند.2. مسيح مانند ديگر انسانها غذا
پاسخ: حقيقت تثليث همان است كه مؤلف قاموس كتاب مقدس (مستر هاكس آمريكايى) بيان داشته است.وى مى گويد: «طبيعت خدايى» از سه اقنوم «متساوى الجوهر» مى باشد
پاسخ: فـريـد وجـدى( [1])  از دايـرة المعـارف «لاروس» نقـل مى كنـد به طـور مسلْم شاگردان نخستين مسيـح كه از نـزديك او را شناخته بودند از ايـن عقيـده (مسيـح
پاسخ: كارهاى زشت و ناشايست دو جنبه دارد و بعبارت ديگر، آنها را مى توان از دو راه مورد مطالعه قرار  داد:1. جنبه هاى وجودى و ثبوتى2. جنبه هاى عدمى و سلبىهر كار
پاسخ:: جواب  اين شبهه با توجه به نسبى بودن «بلا» و «شر» بسيار روشن است، زيرا هر نوع «شر » و «بلا» حتى مار و عقرب از اين نظر كه وجودى از خدا
پاسخ: آزمايش هاى الهى، يك سنت همگانى است كه به فرد و يا گروه خاصى اختصاص ندارد; بلكه تمام افراد، به تناسب امكانات و استعدادهاى خود، در معرض امتحان قرار مى گيرند.
پاسخ: دلايل عقلى متعددى بر لزوم بعثت پيامبران اقامه شده است از جمله آنها استدلال از راه «قاعده لطف» است كه گاهى از آن به رعايت «مصالح بندگان» تعبير
پاسخ:  قرآن كريم پيامبران الهى را غالباً با دو واژه ى «نبى» و «رسول» معرفى مى كند  در برخى از آيات تنها واژه ى «نبى» و در برخى ديگر، فقط
پاسخ: قرآن كريم گروهى از پيامبران را به عنوان «اولو العزم» (صاحبان تصميم استوار) معرفى كرده و مى فرمايد:( فَاصْبِر كَما صَبَرَ أُوْلُوا العَزْمِ مِنَ
پاسخ:چنان كه مى بينيد پيامبران داراى ويـژگى هاى عديـده اى هستنـد، از جمله ويژگى هاى پيامبران، آگـاهى هاى وسيـع و گستـرده ى آنـان در مسايـل و
پاسخ: شريعت نوح مربوط به قومى بود كه او در ميان آنان زندگى مى كرد، به گواه اينكه مى گويد: ( إنَّا أرْسَلْنا نُوحاً إلى قَوْمِهِ... )( [1])  و در آيه ى ديگر به او
پاسخ: دانشمندان شيعه، پيامبران را معصوم  از گناه و مصون از خطا پيش از بعثت و پس از آن دانسته و هرگز ميان كبيره وصغيره، عمد و سهو، پيش از بعثت و پس از  آن، فرقى
پاسخ:درباره ى  «حقيقت عصمت» اجمال سخن اينكه: عصمت در مورد پيراستگى از گناه درجه ى والاى تقوا است و هر نوع ماهيتى كه براى تقوا تصور شود به صورت كامل در
پاسخ: لفظ «عصمت» با تمام مشتقاتش در قرآن، سيزده بار وارد شده است و اين لفظ از نظر «ريشه شناسى» يك معنى بيش ندارد و آن «تمسّك و نگاهدارى» و «منع و
پاسخ:شكى نيست كه «عدالت» و قسمتى از مراتب تقوا از امور اكتسابى است كه انسانهاى حرّ و آزاد و پيراسته از بند شهوت و بردگى نفس اماره مى توانند آن را به دست آورند
پاسخ: عصمت موهوبى از آن نظر افتخار است كه اين لطف در همه ى شرايط به افراد داده نمى شود، بلكه بايد يك رشته زمينه هايى در خود افراد به وجود آيد تا لطف الهى شامل حال
پاسخ:پاسخ اين سؤال با توجه به بحثهاى پيشين روشن است; زيرا خواه عصمت را مرحله ى كامل از تقوا بدانيم يا آن را معلول علم شكست ناپذير نسبت به عواقب گناه تصور كنيم و يا
پاسخ: از مجموع آيات مربوط به قصه ى آدم، به دست مى آيد كه آدم با نهى خداوند از خوردن ميوه ى درخت ممنوعه، مخالفت نمود.اين حقيقت با تعبيرهاى مختلفى مانند:( ...ذاقَا
پاسخ:دانشمندان علم كلام براى اعجاز تعريف هاى گوناگونى يادآور شده اند، و تعريف جامعى كه مى توان براى آن ذكر كرد اين است كه گفته شود« امرى بر خلاف عادت كه همراه
پاسخ: براى جدا سازى اين دو نوع خارق العاده راه هايى است كه مجموعاً مى توان اطمينان بخش و رهگشا باشد.1. كارهاى مرتاضان و ساحران  نتيجه ى مستقيم آموزش و تمرين
پاسخ: شكى نيست كه معجزه، پديده بدون علت نيست و به هيچ وجه ناقض قانون عليت نمى باشد، هر چند از علل شناخته شده طبيعى پيروى نمى كند، براى خود علل ويژه اى دارد، ولى علت
پاسخ:در طول تاريخ  كه پيامبران الهى براى هدايت انسان ها مبعوث شده اند، پيوسته اعجاز آنان در نظر مردم گواه بر راستگويى آنان شمرده شده است از اين جهت هرگاه
پاسخ: واژه ى «أُمّى» به شكلهاى «أُمّى»، «أُمّيّون» و «أُميّين» شش بار( [1]) در قرآن وارد شده ودر همه جا مقصود از آن يك چيز بيش نيست وآن انسان يا