نظريه ى عرفى شدن دين يا فقه، يك انديشه ى وارداتى است و در واقع كپى بردارى روشن از بستر اصلى اين انديشه در غرب مسيحى است كه به هيچ وجه با اسلام و جامعه ى اسلامى
|
درآمد* اگر در غرب ايده سكولاريسم پديد آمد، يك رشته عوامل و بسترهاى مناسب، آن را پديد آورد و طبعاً زادگاه اين عوامل و تأثيرگذارى آنها مربوط به جهان غرب مسيحى و آيين
|
«هرمنوتيك» واژه اى يونانى است و به معنى«هنر تفسير» يا «تفسير متن» مى باشد. گاهى گفته مى شود اين واژه از نظر ريشه ى لغوى با «هرمس»
|
هرمنوتيك([1])«هرمنوتيك» واژه اى يونانى است و به معنى«هنر تفسير» يا «تفسير متن» مى باشد. گاهى گفته مى شود اين واژه از نظر ريشه ى لغوى با
|
تأويل دو نوع كاربرد دارد:الف) تأويل در مقابل تنزيل.ب) تأويل در مورد متشابه.تأويل در لغت عرب به معنى مآل شىء و سرانجام آن است، گاهى تأويل در مقابل تنزيل به كار مى
|
تفسير متون دينى بلكه تفسير مطلق متن از نظر روش شناختى بيان گرديد، ويادآور شديم كه در طول 14 قرن مفسران اسلامى (بلكه نويسندگان تعليقه ها وتحشيه ها) بر هر كتابى،
|
كثرت گرايى دينى Religious Pluralismاز مسائل كلامى نوظهورى است كه اخيراً بر سر زبانها افتاده، و كتاب و مقالات متنوعى در تبيين وتحكيم، و يا رد و نقد آن نوشته شده
|
واژه ى آزادى از زيباترين واژه هايى است كه گوش بشر آن را شنيده و با آن انس گرفته است. تو گويى آزادى نشانه ى جَستن از قفس، و رهيدن از زندان ،و گسستن قيد و بند بردگى است. در
|
هر نوع داورى درباره ى آزادى، در گرو تعريف صحيح از آزادى است، و تا اين مطلب، روشن نشود نمى توان درباره ى آن قضاوت و داورى كرد. پيش از تعريف صحيح از آزادى و
|
در بررسى پيشين يادآور شديم: دستيابى به يك تعريف جامع در باب آزادى كه با تمام جهان بينى هاى گوناگون سازگار باشد امرى مشكل و دشوار است. زيرا ديدگاه هاى مختلف درباره
|
آيا نعمت ارزشمندى به نام «آزادى» براى انسان آفريده شده، و تا آنجا كه به سعادت و خوشبختى او ضرر نزند، در خدمت او باشد، يا اين كه انسان با عظمت،براى آزادى
|
امروز مهم ترين مسأله اى كه انديشه ى نسل جوان و تحصيل كرده را به خود معطوف ساخته، مسأله ى آزادى عقيده و بيان است. كرامت انسان را در اين مى دانند كه انسان در گزينش هر نوع
|
يكى از مباحث مهمّ مطبوعات و رسانه هاى معاصر، مسأله ى آزادى عقيده است. گروهى از نويسندگان، عقيده را در حدّ گزينش شغل، همسر، مسكن، لباس، و آرايش و عضويت در حزب قرار
|
امروز در بسيارى از نوشته ها و سخنرانى ها از تغييرات بنيادى و غير بنيادى تاريخ، سخن به ميان مى آيد. برخى از تغييرات را سطحى و قشرى و برخى ديگر را، تغييرات جوهرى و
|
زمينه سازان تحوّلزمينه هاى تحول و تكامل را بايد از عوامل سازنده تحول جدا كرد، در فلسفه تاريخ اين دو به هم آميخته شده اند. ما در اين فصل از دو عامل زمينه ساز تحول
|
1نقش غرايز در گردش چرخ هاى تاريخسخن درباره نيروى محرك تاريخ در اين نيست كه آيا همه حوادث، علل مادى دارند يا برخى از آنها از علل مادى سرچشمه مى گيرند، و برخى ديگر از
|
عامل سازنده تاريخ از ديدگاه قرآن بررسى نظر قرآن درباره «فلسفه تاريخ و نيروى محرك آن» نياز به بحث گسترده اى دارد كه بدون گردآورى مجموع آيات مربوط به موضوع،
|
پيش گفتاردانشمندان مدت ها مكتب «ماركس» را فقط به عنوان يك سيستم «اقتصادى» و شكل خاصى از «سوسياليسم» مى شناختند و در بحث هاى اقتصادى، از افكار
|
اهداف حاكمان اسلامى(الَّذِينَ إِنْ مَكَّناهُمْ فِي الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلوة وَآتُوا الزَّكوة وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَـوا عَـنِ الْمُنْكَرِ وَللّهِ
|
ضرورت وجود حكومت در زندگى اجتماعى بشر، آن چنان روشن است كه نيازى به دليل و برهان ندارد. حكومتى كه آزادى هاى فردى را در چهارچوب مصالح اجتماعى حفظ كند و در پرورش
|
در اين ميان گروهى هستند كه از تشكيل هر نوع حكومت جلوگيرى كرده و با آن مخالفت مىورزند، و برخى از آنان «تز» نامعقول خود را در قالب قانون فلسفى مى ريزند و وجود
|
مقصود از «حكومت» در اين بحث، همان «سلطه» و مقصود از «حاكم»همان «سلطه گر» است كه مى خواهد براى حفظ نظم و انضباط، گروهى را به زير فرمان خود
|
حكومت در جهان انواع و اقسامى دارد، كه مى توان انواع معروف آنها را در زير خلاصه كرد:1. پادشاهىفردى با يك كودتاى نظامى، در پرتو برق سرنيزه، و آتش توپ و تانك، قدرت
|
در حالى كه در اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم عده اى به فكر احياى «ناسيوناليسم» و «مليت گرايى» بودند و گروهى در قيافه هاى مختلف، از آن به شدت دفاع مى
|
گسترش زندگى اجتماعى بشر بر روى زمين ، و برچيده شدن زندگى فردى در جنگل ها و بيابان ها ،حاكى از آن است كه بشر طبعاً خواهان زندگى جمعى است تا بر اثر همكارى بر دشوارى ها
|
در اين كه بايد مسلمانان داراى تشكيلات و سازمان سياسى باشند، سخنى نيست و عقل و خرد، و آيات و روايات اسلامى و ويژگى هاى خود احكام اسلام كه بدون وجود قدرت قابل اجرا
|
حكومت اسلامى ، به سان حكومت هاى زنده جهان، داراى سه ركن اساسى است:1. قوّه مقنّنه.2. قوه مجريه3. قوه قضائيه.اسلام از همان دوران تشكيل حكومت در مدينه، اين سه قوّه را
|
فصل هفتم به روشنى ثابت كرد كه سرچشمه قدرت در حكومت اسلامى، اراده جامعه و ملت است و اسلام، دولتى را به رسميت مى شناسد كه مورد گزينش و يا لااقل پذيرش آنان باشد. اكنون در
|
طرح حكومت اسلامى، همان بود كه از نظر خوانندگان گرامى گذشت، و با دلايل روشن ثابت كرديم كه بر ذمه جامعه اسلامى است، كه برخيزند و با مقياس و معيارهاى اسلامى دولتى تشكيل
|
عظمت انقلاب اسلامى ايران، بر هيچ كس پوشيده نيست و به يقين مى توان گفت چنين جنبش و انقلابى در تاريخ دنيا بى سابقه است و اين انقلاب شكوهمند، با چنان سرعت و قاطعيتى
|
دير زمانى است كه مسأله تحول و تكامل انواع در جوامع علمى مورد بحث و نقادى قرار گرفته و مكتب هاى مختلفى را به وجود آورده است. با اين كه موضوع اشتقاق نوعى از نوع ديگر، در
|
نظريه هاى «لامارك» و «داروين» با تمام شعب خود، در نظر هواداران اصل «تكامل انواع» سست و بى پايه به نظر رسيد و سير علم و تكامل علوم، پرده از اسرار
|
1پلوراليزم رفتارىدر گذشته يادآور شديم كه نظريه «پلوراليزم دينى» تفسير و قرائت هاى گوناگون دارد و بدون بررسى يكايك اين قرائت ها نمى توان درباره آن داورى كرد، چه
|
معناى لغوى ارتداددر «لسان العرب» آمده است:«ارتداد، به معناى رجوع و بازگشت است و «مرتد» از همين ريشه است،استردادِ چيزى، به معناى درخواستِ
|
ارتداد چيست؟ مرتد كيست؟تاكنون معناى لغوى و اصطلاحى ارتداد، اقسام مرتد و حكم هر كدام و آياتى چند از قرآن كريم در اين مورد بيان شد. امّا آيا مى توان با
|
ارتداد و آزادى انديشهطرح اشكال: 1. حكم ارتداد و نحوه ى برخورد عمل دستگاه ادراكى انسانيكى از اشكالاتى كه در مسأله ى ارتداد مطرح شده است، تنافى حكم مرتد با
|
ارتداد و آزادى بيانطرح اشكال : حكم ارتداد منافى با آزادى بيانپس از بحث پيرامون ماهيت ارتداد و شرايط مرتد و رابطه ى ارتداد با مسأله ى آزادى انديشه، اينك نوبت به آن
|
آدم: پدر انسان ها و اولين پيامبر الهى.نام آدم در 9 سوره و 25بار آمده و به سرگذشت او در سوره هاى بقره ، اعراف ، حجر ، اسراء ، كهف و طه اشاره شده است.آدم را
|
آيه پنجاه و پنجم از سوره مائده درباره ولايت خدا ، رسول و ائمه (عليهم السلام . (إِنّما وَليُّكُمُ اللّه وَرَسُولهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا يُقِيمُونَ الصَّلوةَ
|
يكى از صفات فعل الهى به معناى ايجاد آفرينش بدون الگوى پيشين. ابداع مصدر باب افعال از مادّه بَدَعَ ، در لغت به چيزى گفته مى شود كه تازه و اوّل بوده ،
|
as dfasdf asdf asdf asdf asd
|