جمعه 8 مرداد 1389 - الجمعة 19 شعبان 1431 - Fri 30 July 2010
  • صفحه اصلي سايت
  • نسخه آر اس اس
  • ارتباط با ما
  • سايت عربي
 
 
 
 
 
دير زمانى است كه مسأله تحول و تكامل انواع در جوامع علمى مورد بحث و نقادى قرار گرفته و مكتب هاى مختلفى را به وجود آورده است. با اين كه موضوع اشتقاق نوعى از نوع ديگر، در فلسفه يونان باستان مطرح بود، مع الوصف پيش از قرن نوزدهم به صورت يك مسأله علمى مطرح نشده بود.نخستين كسى كه فرضيه تحول انواع را با روش علمى تعقيب كرد، چنان كه به طور مشروح بيان خواهيم كرد، «لامارك»(1744ـ 1829) دانشمند معروف فرانسوى بود، پس از وى «چارلز داروين»(1809ـ 1882)
نظريه هاى «لامارك» و «داروين» با تمام شعب خود، در نظر هواداران اصل «تكامل انواع» سست و بى پايه به نظر رسيد و سير علم و تكامل علوم، پرده از اسرار «قانون وراثت» كه بر آنها مخفى بود برداشت، و روشن  شد كه خصايص ارثى به وسيله «كروموزوم»هاى موجود در سلول هاى نطفه نر و ماده «اسپرماتوزوئيد ـ اوول» از پدر و مادر به فرزندان انتقال مى يابد، و هر «كروموزومى» به نوبه خود داراى چندين جزء كوچك است به نام «ژن»