يکشنبه 31 ارديبهشت 1391 - الأحد 30 جمادى الثّانيه 1433 - Sun 20 May 2012
 
  • صفحه اصلي سايت
  • نسخه آر اس اس
  • ارتباط با ما
  • سايت عربي
  • آدرس دفاتر
 
 
 

 موضوع : صفحه اصلی مقالات () >مقالات فارسي->درسهائي از قرآن->نبوّت
 چاپ مقاله
اگر پيامبر گرامى ما از هر خلاف وگناهى پيراسته اند، پس مقصود از «مغفرت ذنب» پيامبر اكرم كه در آغاز سوره ى «فتح» آمده است، چيست؟
پاسخ: بزرگ ترين دستاويز مخالفان عصمت نسبت به رسول گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)همين آيه است كه خدا در آن از مغفرت «ذنب» پيامبر خبر مى دهد آن هم، اعم از ذنب متقدّم ومتأخّر آنجا كه مى فرمايد:
( إِنّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً* لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقيماً * وَ يَنْصُرَكَ اللّهُ نَصْراً عَزيزاً ).( [1])
«ما پيروزى آشكارى را نصيب تو كرديم، تا خدا گناهان متقدم ومتأخر تو را بيامرزد، ونعمت خود را در باره تو تمام سازد، وتو را به راه راست هدايت نمايد وتو را با نصرت قدرتمندى كمك كند».
ولى اگر در مجموع آيات سه گانه دقّت كافى به عمل آيد، روشن مى شود كه مقصود چيز ديگرى است وبه ذنب شرعى ـ كه كتاب وسنت آن را ذنب مى داند وبراى آن كيفر تعيين مى نمايد ـ ارتباطى ندارد، بلكه ذنبى بوده كه دشمنان پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) ايشان را به  آن متهم كرده بودند. روايات نيز همين معنا را تأييد مى كنند چنان كه در گفتار امام رضا(عليه السلام)  با مأمون به طور گسترده به اين موضوع پرداخته شده است، آنگاه كه مأمون از حضرت مفاد آيه را سؤال كرد:
ـ مأمون: اى فرزند  پيامبر آيا از عقايد شما اين نيست كه پيامبران از گناه معصوم و پيراسته اند؟ ـ امام(عليه السلام) : چرا.
ـ مأمون: پس معنى گفتار خدا درباره پيامبر بزگوارمان چيست؟ آنگاه كه فرمود: ( لِيَغْفِرَ لَكَ اللّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ) ؟
ـ امام(عليه السلام) : هيچ كس در نزد مشركان مكه به اندازه پيامبر خدا، جرم نداشت آنان سيصد و شصت بت را مى پرستيدند آنگاه كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) آنان را به يكتا پرستى دعوت كرد اين كار بر آنان سخت گران آمد و همگى گفتند:
( أَجَعَلَ الآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَىْءٌ عُجبٌ * وَ انْطَلَقَ الْمَلأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيءٌ يُراد * ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الآخِرَةِ إِنّ هذا إِلاّ اخْتِلاقٌ ).( [2])
« آبا خدايان متعدد را يك خدا قرار داده اين چيز عجيبى است بزرگان آنان (از محضر ابوطالب) بيرون آمدند و گفتند برويد در راه حفظ خدايان بردبار و با استقامت باشيد اين چيزى است كه خواسته شده است ما اين سخن را در آخرين شريعت نيز نشنيده ايم (طبعاً از افسانه هاى پيشينيان است) اين جز دروغ چيزى نيست».
آنگاه كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مكه را فتح كرد و خداوند، پيامبر را با خطاب ( إِنّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً )مخاطب ساخت در اين موقع گروهى از مشركان مكه اسلام آورند و برخى ديگر مكه را ترك گفتند و گروه ديگر كه به حالت شرك باقى ماندند، نتوانستند يكتاپرستى را انكار نمايند از اين جهت گناه او نزد مردم مكه بخشوده و پوشيده شد.
ـ مأمون: خدا خيرت دهد اى ابالحسن( [3]). ( [4])

[1] . فتح/1ـ3.
[2] . ص /5ـ7.
[3] . طبرسى، احتجاج، ج2، ص 433.
[4] . منشور جاويد، ج7، ص 292 ـ 306.


CopyRight © tohid.ir
info@tohid.ir